أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
182
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
قصد لباس جوشن التباس ايشان دست حرص و آز گشودى ، نه پرندگان هوا را به قوّت دل و نيروى بال خيال مهربى و انديشه مفرّى ، و نه درندگان صحرا را به زور پنجه و تيزى چنگال با اهل قتال فكر جدال و خيال كرّ و فرّى . اگر ارواح جانوران صحرا فضاى هوا گرفتى شاهين قضاكمين و باز قدر پرواز آنها را بر زمين انداختى ، و اگر اجساد مرغان هوا چون شكاريان صحرا بر زمين افتادى لگدكوب سگان ايشان را سايهصفت با خاك يكسان ساختى . مثنوى به صيدافكنى طعمه خوردى دلير * سگ از سينه ببر و پهلوى شير هژير گوزنافكن پنجهزن * ز سيرافكنى سگان در حزن صف لشكرى كرد هر كوه و دشت * بسان افق آنچنان حلقه گشت [ 230 ] كه وحشى نديدى در آن رستخيز * بجز كهكشان هيچ راه گريز در اثناى طىّ مراحل كه خاطر مهر آثار از شغل شكار بىكار مىگشت منازل دلگشا را به حسن صورت ماهوشان مهرآرا مىآراست و به دستيارى ساقيان سيمينساق چمنهاى خوش هوا را وثاق ساخته رسم عشرت و راه عسرت را مىفزود و مىكاست تا آنكه لشكر نصرتاثر نواحى قلعهء باكويه را مخيّم نزول ساخت و از آنجا به رسم ايلغار سرداران لشكر دينمدار روى توجّه به خطّهء تبريز آورده عنان مراكب كوهپيكر را به توكّل خالق قضا و قدر سپردند . و چون الويهء جهانگشا در نواحى تبريز آسمانسا گشت ، و مهچهء اعلام نصرتانتماء در آن صحرا نوربخش مهر جهانپيما شد ، به وضوح پيوست كه ، الوند كه ديار بكر و ارزنجان را بازپرداخته رايت توجّه به جانب آذربايجان افراخته به حوالى تبريز آمده ، چمن آسماننشان اوجان را كه در نضارت به سبزه سپهرى است برين و در نظافت هوا آسمانى است در روى زمين ، سمن سبزهزار و حباب جويبارش غيرتفزاى ثوابت و سيّار ، و مرغان خوشالحان در فضاى آن به هزار زبان در گفتار محل قرار ساخته بوده و چون قاصد شمال سير صباسير خبر داده است كه هماى همايونبال چتر شاه با دين و داد اجنحهء اقبال بر سر خاكنشينان ديار آذربايجان گشاد